مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

268

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

لانّا لا يحيط بما فى العالم من الصّور . فالكل السنة الحقّ ناطقة بالثّناء على الحقّ . و لذلك قال : « الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » « 56 » اى : اليه يرجع عواقب الثّناء ، فهو المثنى و المثنى عليه . يعنى : همچنان‌كه ظاهر انسان ثنا مىگويد به زبان بر نفس خويش [ كه مدبّر بدن او است ] و بر روح خويش [ كه سبب حيات ، و مربّى او است ] بلكه بجميع قواى جسمانيّه و قواى روحانيه مثنى خود است . همچنين ظاهر عالم - از جماد و نبات و حيوان و انسان - به زبان قال و زبان حال قواى خويش بر روح حقيقى خويش - كه آن ، حقّ است - ثنا مىگويند ؛ و تسبيح و تقديس و تنزيه ذات او از نقايص [ كه لازم ايشان و لا حق به ذوات ايشان است ] مىكنند . امّا تسبيح و تنزيه و تقديس ايشان در نيابد و فهم نكند ، و نشنود ، مگر كسى كه باطن او به نور ايمان و نور ايقان و نور عيان منوّر شده باشد ؛ و به حال و علم و شهود بنفس و روح خويش سارى در عين هر مرتبه و حقيقت هر موجودى گشته باشد ؛ كه بنده چون به درجهء كمال رسد ، همچنان‌كه حق ، سارى در همهء اشياء است به هويّت ، او نيز سريان يابد ؛ آنگاه تسبيح و تنزيه همهء موجودات به آن نور دريابد ؛ و بداند و بشنود . نه آخر ، در اخبار معتبرهء صريحه به اسانيد متّصلهء صحيحه وارد شده به يك روايت از على مرتضى - ع - اين معنى كه گفت : « من كه علىام ، با حضرت نبىّ - صلعم - در مكّه بوديم ؛ پس به بعضى از نواحى و جوانب بيرون شديم . هيچ درختى و سنگى نبود كه در پيش رسول در راه كه مىآمد ، كه نه اين مىگفت كه : السّلام عليك يا رسول اللّه . » . اين حديث ، ما را دليل است به شنودن و دانستن سخن جماد و نبات ؛ و آنكه ايشان را زبانى و نطقى هست .

--> ( 56 ) - ( س 1 - 1 ) الحمد .